درمان با الکترو شوک (Electroconvulsive Therapy (ECT

ECT در سال 1938 برای درمان افسردگی و سایر موارد اختلال روانی شدید ابداع شد. با استفاده از بیهوشی عمومی و الکتروآنسفالوگرافی نحوه اجرا و پایش ECT از نظر بروز تشنج و سایر عوارض مغزی اصلاح گردید. منگی گذرا و اختلال اوریانتاسیون پس از هر جلسه شوک چند دقیقه دوام می یابد. مشکل یادگیری (Ante grade Amnesia) که باعث اشکال در حفظ مطالب جدید می شود و نیز فراموشی نسبت به گذشته (Retrograde Amnesia) معمولا بیش از چند روز دوام نمی یابد. در موارد فراموشی طولانی مدت بعد از ECT موضوع قابل تامل می باشد. بطور معمول یک دوره درمان ECT شش تا دوازده جلسه بوده که هر هفته دو تا سه بار انجام می گیرد. موارد اجرای ECT در افسردگی، اسکیزوفرنی، مانیای دوقطبی و کاتاتونی است. ECT صرفا به موارد مقاوم به درمان دارویی و نیز مواردی که موانع مصرف دارو و یا خطرات خودکشی و اختلال شدید سایکوز و کمی کارایی وجود داشته باشد محدود می شود. ECT در افراد پیر با افسردگی شدید بیشتر بکار گرفته می شود.

دستگاه ECT در رده وسایل گروه سه از نظر خطرات، مورد تایید وسایل پزشکی قرار گرفته است. گذشته از اینکه این وسیله در رده دو یا سه قرار گرفته همه ساله حدود یکصد هزار نفر در آمریکا تحت درمان با ECT قرار گرفته اند. بررسی مقایسه ای و کنترل شده در مدت چهار هفته، نشان داده که اثر ECT بیش از موارد  ECT پلاسبو (بدون جریان برق)، داروی پلاسبو و بعضی از دارو درمانی ها بوده است. ولی نتایج مقایسه ای ECT با دارو درمانی در بلند مدت مشخص نیست. در همه موارد در درمان با ECT نتیجه سریع تری بدست داده است. اجرا ECT به نیمکره غیر غالب (طرف راست در راست دستها) و استفاده از پالس کوتاه و یا خیلی کوتاه با نتایج بهتر و عوارض کمتر همراه بوده است.

بررسی در موارد شوک درمانی نشان داده است که اختلال اوریانتاسیون و یا اختلال حافظه گذشته، دو هفته بعد از انجام شوک وجود نداشت. عملکرد شناختی کلی بیماران پس از سه تا شش ماه بدون تغییر و در مواردی بعلت بهبود افسردگی بهتر بوده است. بدترین عارضه شوک درمانی اختلال در یادآوری خاطرات گذشته شخصی افراد بمدت بیش از شش ماه بوده، ولی خاطرات گذشته غیر شخصی مختل نشده بود. این عارضه در موارد ECT دو طرفه بیشتر است. اختلال در خاطرات اتوبیوگرافی را علاوه بر خود بیمار، اطرافیان نیز متوجه شده اند. این موضوع در افرادیکه افسردگی داشتند حائز اهمیت است. در افراد پیر با اختلال حافظه کهولت و عوارض عروقی مغزی ارزیابی این موضوع مشکل تر است. در هر حال در همه موارد حذف دائم مقادیری از خاطرات شخصی گذشته بعد از شوک درمانی تایید شده است. برای بیمارانی که از سایر روشهای درمانی نتیجه نگرفته اند قبول این عارضه با امضاء رضایت نامه قبل از شوک درمانی می تواند راه حل مناسبی باشد.

منبع:

http://www.nejm.org/doi/full/10.1056/NEJMp1101096?query=TOC

93/1/12 گزارش جدید در مورد نحوه اعمال الکترو شوک در افسردگی:
مطالعه جدید نشان داده که نتیجه درمانی الکترو شوک برای معالجه افسردگی در افراد بالاتر از 60 سال به روش یک طرفه، و بااجراء شوک روی نیمکره راست اثربخشی بهتری دارد( میزان عود افسردگی در این روش 46% در مقایسه با 70% در روش دوطرفه). برعکس در افراد جوان اجراء شوک به روش گذاشتن الکترودها در نواحی پیشانی دو طرف موثرتراست. در گذشته الکترودها در نواحی گیجگاهی قرار داده میشد، به این روش اثربخشی درمان در مقایسه با روش جدید کم بوده است.

این نوشته در تخصصی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

440 Responses to درمان با الکترو شوک (Electroconvulsive Therapy (ECT

  1. .... می‌گوید:

    سلام شوهرم ….. این روش میتونه برا فراموش کردنش مؤثر باشه یا نه,,,ممنون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این موارد مراجعه به روانشناس بالینی و بحث موارد سیر زندگی و دریافت راهنمائی برحسب موارد کمک میکند.

  2. tanha می‌گوید:

    سلام دکتر خسته نباشید چگونه میتوانم مشکلم را خصوصی در میان بگذارم لطفا راهنمایی کنید

  3. خسته می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.من ۹جلسه شوک دادم.الان ۵روز از شوکم میگذره ولی عضلاتم میگیره،خییلی خیلی بی قرارم به بو خیلی حساسم،همش بوی بد حس میکنم،توروخدا بگین ایا این علایم بخاطر چیه?ایا به بخاطر عوارض دارو هست یا بخاطر شوک هست یا بخاطر بیماریمه.?توروخدا واضح و کامل جواب بدین.کی خوبه خوب میشم?ایا بیما ر دوقطبی میتواند مثل ادم عادی زندگی کند?داروهامو تحت هرشرایطی میخورم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      دردهای عضلانی و حساس شدن احتمالا ارتباطی به درمان شوک ندارد ممکن است نشانه تحریک پذیری بعلت بیماری باشد. بطور متداول درمان داروئی مناسب برای کنترل هرنوع علائم تجویز میشود.

  4. چرا ما? می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.خداقوت.برادرم دچار بیماری دوقطبی هست،۹جلسه شوک داد.هم زمان با شوک متوجه شد همسرش میخواد ازش جدا شه هرچند شوهر خیلی خوبی بود، خانومش مشکل دار بود.الانم در شرف تلاقه.ولی ما بهش گفتیم تلاق گرفتیم که دیگه تو تب و تاب تلاق درگیر نشه.الان خیلی افسرده است،ایا بخاطر جدایی هست یا بیماریشه?کم اشتها شده.غذاش خیلی کم شده.هرچند الان اصلا از همسرش حرف نمیزنه.خودش فهمیده اون زن خوبی نبوده.و دیگه نمیخوادش،علتش بخاطربیماریشه?یا جدایی?خیلی نگرانشم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در بین عوامل استرس آور و حوادث اندوه بار زندگی طلاق از مسائل درجه یک است، هرقدر هم ظاهرآ بی تفاوتی و کمی وابستگی بنظر آید دل کندن و تحمل واقعه مشکل است بخصوص برای کسی که افسرده است. صحبت همراهان و پزشک درباره موضوع، ادامه درمان داروئی و گذشت زمان مسائل را حل میکند.

  5. چرا ما? می‌گوید:

    اقای دکتر من در برادرم علایم برگشت بیماری درش میبینم،باووجود اینکه ۹جلسه شوک داده.بعد یک هفته بعد شوک دوباره همانطور مثل قبل رفتار میکنه البته با وجود اتفاقی که براش افتاده.نمیدونم به دکتر دوباره مراجعه کنیم?ممکنه دوباره بیماریش برگرده?مثل قبل شده فقط سایکوزش خوب شده.

  6. علی می‌گوید:

    سلام خدمت شما جناب دکتر 7ماه از مصرف من گذشته از ترامادول شما گفتین افسردگی و وسواس دارم و ورزش و تمرکز کار کنم من این کارها را میکنم ولی نتیجه ای که گرفتم اینجوره وقتی خودمو مشغول کاری میکنم تا حد 90درصد بهبود میابم وقتی عصبانی وحرص میخورم یا بیکار میشم اوضام بهم میخوره ایا باید بقیه عمرم رو اینجوری سپری کنم؟
    حس میکنم دنیارو زشت میبینم علاقیاتم نابود شده من قبلا افسردگی دیده بودم ولی با فکرم میتونستم مسلط شم بهش الان وقتی مسلط میشم بهش یه حسی نمیزاره کلا کنار بزارمش اخلاقم بد شده زود عصبی میشم واسه کارای کوچک و همه چیز رو سر مصرف می اندازم .اقای دکتر اگه شیشه میکشیدم الان خوب شده بودم یعنی این ترامادول چی بود که درست شدن نمیدونه ؟ فردی مثل من وجود داره چه جور زندگی میکنن ؟خیلی چیزا درست شدن و بهبود یافتن ولی 3ماه تاثیر چندانی در خودم نمیبینم ایا بهتره دارو هامو عوض کنم ؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      مردمان زیادی با علائم مشابه شما و بدون سابقه مصرف هیچ نوع مواد هستند. در این مدت که با تلاش و درمان کارائی خوب داشتید خودش موفقیت است. با نظر روان پزشک کنترل افسردگی و وسواس را پیگیر شوید با غلائم کم و بیش کنار بیائید.

  7. مهدی پوردانا می‌گوید:

    از آقایه دکتر سوال داشتم
    باسلام برادرم….

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این مورد بهترین راهکار مشورت با پزشک معالج و در صورت لزوم با مشارو خانواده است.

    • مهدی پ می‌گوید:

      جناب دکتر باسلام من در شهرستان هستم برادرم شش بار شوک دادند اما الان که آوردنش منزل از گذشته اش میپرسد چه به گوییم راست یادروغ ودسترسی به دکترش ندارم چون مخالف کارهایه کسانی که بستریس کردم هستم چون اطمینان دارم برادرم سالم بود خانواده همسرش این بلا را سرش آوردند عواقب بعدی سالم بودن کسی که سالم باشد وشوک داده باشند چه میشود

      • دکتر سیفی می‌گوید:

        جملات نوشته شده در سوال زیادی قاطی است، فقط میتوانم بگویم پزشک شوک بیمورد برای فرد سالم نمیدهد، و اگر فراموشی بعد از شوک دارد در کوتاه مدت برطرف میشود.

  8. ریحانه می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.خواهرم ۹جلسه شوک داده و دچار بیماری دوقطبیه.ولی هنوز گاهی اوقات عصبانی میشه،بعضی وقتا فوش میده،خیلیم فکر میکنه،داروهم مصرف میکنه،الان دوهفته از شوک میگذره،ولی دوباره احساس خودبزرگ بینی داره،میگه من مریض نبودم.درصورتی که روزای اول بعد شوک دادنش میگفت چرا منو زودتر نبردین بستری کنین.ممکن دوباره نیاز به شوک داشته باشه?????ایا همیشه همینطور میمونه?

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اثر مثبت شوک ردمانی معمولا ماهها دوام مییابد.روان درمانی شناختی و درمان داروئی مناسب برای کنترل اختلال روانی در این مرحله بایستی ادامه داده شود.

  9. شقایق می‌گوید:

    با سلام و تشکر فراوان.میخواستم بدونم بیمار دوقطبی که شوک درمانی کرده ایا بعد ۱۵ روز نیاز یه مشاوره درمانی و شناخت بیمار به بیماریش لازمه?ایا زود نیست برای شناخت بیماریش?دوم اینکه بیمار اگه شرایط خوب در زندگی داشته باشه و داروهاشو به موقع بخوره ممکنه بیماریش بازم برگرده?

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هر زمان برای روان درمانی و کنترل داروئی درمان مناسب است. در اینده دور امکان عود بیماری قابل پیش بینی نیست.

  10. سحر می‌گوید:

    با سلام دختر 28 ساله ام که مشکل بلع دارم .از 18 سالگی .8سال بود مشکلم حل شد اما دوباره با باکتری معده مشکل بلع پیدا کردم الان معدم خوب شده ولی مشکل بلع برطرف نشده.آندوسکپی کردم و عبور بایوم پزشکا میگن تلقینه. خیلی وقتا خوبم ولی با استرس تشدید میشه آیا باالکتروشک این تلقین را میتوانم درمان کنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اختلال بلع عملکردی بدون عارضه عضوی معمولا جنبه روان تنی دارد معمولا به درمانهای ضد اضطراب بهتر پاسخ میدهد.

  11. شقایق می‌گوید:

    اقای دکتر خیلی ممنون از جوابای خوبتون.فقط بازم سوال دارم.ایا برای اختلالات دوقطبی روان درمانی ا طریق tms ممکنه?اتفاقی برای خواهرم به مشاوره رفتم که روان درمانی از طریق tms توضیحاتی داد،که خودشم مطمین نبود ایا این روش به کار میره برای اختلالات دوقطبی?میخواستم نظر شمارو بدونم??

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      افراد با زمینه بیماری مانیک دپرسیو بکمک روان پزشک و افراد نزدیک خانواده بایستی مراقب زندگی متعادل و دوری از بحرانها را مدام در نظر بگیرند ورزش و سرگرمی سالم و زنگی فعال و موفق از عوامل تنظیم خلق بشمار میرود. در هر عود اطرافیان رودتر متوجه بیماری و کمک به مراجعه و درمان را باید در نظر داشته باشند.

  12. ghazal می‌گوید:

    چطور ميشه إز شما وقت حظورى گرفت ؟

  13. حاجی فهیم می‌گوید:

    با سلام وسپاس از رهنمایی نیک شما.
    اکنون که از داروی ونلافکسین 150mg دو وقت ولمیکتال 200 ملی گرام دو بار در روز استفاده میکنم وبا رهنمایی شما ورزش هم میکنم توانستم که افسردگی مزمن ومقاوم که با دها نوع دارو وشوک درمانی درمان نشده بود اکنون%50 علایم افسردگی کاهش یافته است.
    و صبا بخیر تهران سفر دارم نظر شما اگر باشد شما را از نزدیک ملاقات کنم یا کدام نظر دیگر برای من میدهید.
    با تشکر فراون حاجی فهیم ازکابل

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      جای شکر است که به افسردگی مزمن تاحدودی غلبه کرده اید، بنظرم با پزشکی که به وضعیت شما آشنائی بیشتر دارند در تماس باشید، اگر راه تان به تبریز بافتد اطلاع دهید.

  14. سکوت می‌گوید:

    سلام
    ممنونم از وبسایت پر بار شما
    مادر من 20 ساله که وسواس شدید شستشو داره و منو داره به جنون میرسونه من هرنوع روانپزشک و روانشناسی رو امتحان کردم آیا شوک درمانی مادر منو درمان میکنه؟
    من بی صبرانه منتظر جواب شما هستم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      الکتروشوک در درمان وسواس تاثیر کم دارد، ترکیبی از درمامهای ضد وسواس و روان گردانها معمولا بهتر اثر میکنند.

  15. زهرا می‌گوید:

    سلام آقای دکتر :
    من خانم ی 30 سا له هستم که دچار اختلال حواس وعدم تمرکز هستم ،تا اونجایی که اطلاع دارم راجعه به خودم
    از 1سالگی تا 3 ساگی دچار تشنج شده بود م ، در دوران ابتدای حا فظه من بد نبود سر کلاس یاد می گرفتم موقعه امتحان فراموش میکردم همیشه برا 20 میخوندم 14، 15نمره من بود . همیشه اضطراب داشتم 5سال پیش دکتر مغز واعصاب رفتم ازم ام آرآی از مغزم گرفتن سی تی اسکن پروفسور محصل فرمایش کردند هیچ اختلال ندیدم شاید می تونه ژنتیک باشه، آخه پدرم هم این شباهت رو داره آیا این ارثی هست وآیا

    روشی درمانی برا ی درمان وجود داره چون از این وضع زندگی خسته شدم چون روز به روز بدتر میشم ،
    از داوهای جینکو بولا استفاده کردم فایدهای نداشته همان بر میگشتم اگربا یه چیز مهمی میشنوم 5 دقیقه بد یادم میره آدم بی نظمی نیستم اما این حواس پرتی من باعث

    اطرافیان این حس رو به من داشته باشن.
    لطفا نظر تون را بفرمایید ایا روش قطعی وجود داره ، آیا می توانم از ECTاستفاده کنم .لطفاً شماره تماستون را بزارید ،

    آیا من می تونم از این روش الکترود درمانی استفاده کنم
    بعضی وقتها حرفای میزدم که حواسم نبود منو مورد تمسخر اطرافیان قرار می داد

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      افرادبا زمینه تشتج در گذشت ممکن است به درجاتی کمی استعداد یادگیری و فراموشی داشت باشند. نیاز به دااشتن اطلاعات از بررسی های اولیه از جمله نتایج تست هوش و ام آر آی مغز و نوار مغز و خلاصه مصاحبه روان شناختی برای ارزیابی اولیه ضروری است

  16. شقایق می‌گوید:

    آقای دکتر الان ۳هفته از شوک خواهرم میگذره ولی گاهی اوقات یهو به پدر و مادرم بدبین میشه و فوش میده،بیمار دوقطبیه،ایا داروهاش باید عوض بشه?یا به مرور خوب میشه?درضمن همه اش فکر میکنه ما یکن بهتر شدیم بعد شوکش اصلا فکر نمیکنه خودش بهتر شده،چیکار باید کنیم?با تشکر فراوان از شما اقای دکتر.انشالله خدا هرچی خیره بزاره واسه زندگی شما

  17. محمد می‌گوید:

    آقای دکتر با سلام و خسته نباشی.اقای دکتر بیمار دوقطبی که حالش خوب بشه داروهاشم همیشه بخوره میتونهعین انسان عادی و معمولی زندگی کنه?ایا اینا ادمای خاصی هستن?

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درمان بیماری دوقطبی اغلب دوره ای است بعد از کنترل مدتها ممکن است به درمان نیاز نداشته باشند و زندگی طبیعی داشته باشند. موارد مقاوم و همیشه نیاز به درمان و با کم و بیش علائم بیماری هم دیده میشود

  18. شقایق می‌گوید:

    آقای دکتر ایا بیمار دوقطبی با دارودرمانی و روان درمانی حالش خوب میشه?ایا راهی برای بهبودی کامل وجود داره?(به غیر از ect)

  19. فرخ می‌گوید:

    سلام اقای دکتر … من از بچگی درس نخون بودم… دیپلمم رو دیرتر گرفتم…. اما خانواده من به هیچ عنوان برای پیگیری و پیشگیری بیماری من اقدام نکردن… اونها تمام تفکرشون این بود که بچه باید خوب غذا بخوره !!!
    سر کلاس اصلا نمیتونم درس گوش بدم … هواس پرت فلان بازی یا فلان دوستم میشد … اما با معلم خوصوصی قضیه فرق میکرد و من میتونستم همون درس های سر کلاس رو یاد بگیرم…. که البته بعضی موقع ها هم نمیتونستم …. اصلا ادم بیش فعال به اون شکل نبودم… اروم بودم… باشگاه میرفتم… میخندیدم و همه دوستم داشتند
    اما سر هییچ کدوم از علایق و اهداف زندگیم نتونستم بمونم … میخواستم دانشگاه درس بخونم .. انصراف دادم
    میخواستم برم کلاس موسیقی ول کردم…. (البته اشاره کنم که از این شاخه به اون شاخه پریدنم همش مربوط به ناکامی در یادگیری و عدم حواس جمع میشد نه اینکه دم دمی مزاج باشم)
    عاشق یه چیزی میشدم … میرفتم دمبالش ووو وقتی توی یادگیریش شکست میخوردم .. میرفتم سر یک مبحث بعد
    من بیش دکتر مجد رفتم (که ای کاش نمیرفتم) … ایشون به من قرص های دپاکین داد .. این قرص ها وضع منو بدتر کرد … رسپریدون و سرترالین هم بهم دادن … حالم خراب و خراب تر میشد … دچار پانیک بیشیار حاد و تشنج های خفیف میشدم (قوه ادراکم پایین اومده بود… صدام میزدن اما پاسخ نمیدادم ولی میشنیدم) بیقراری به بالاترین حد خودش رسیده بود …. نمیدونم چند کیلومتر رو توی خونه توی این 3 روز من راه رفتم ..
    به صورت اورژانسی به بیمارستان حضرت رسول رفتیم …. به من قرصهای astrazeneca seroquel 25 mg دادن بعلاوه کلونازپام 1 میلیگرم …
    چندتا دکتر دیگه هم رفته بودم .. میگفتم وسواس فکری دارم … درسته بیمارم اما وسواس فکری میدونم ندارم یا اگرم دارم به دلیل این بیماری بی توجهی و بیش فعالیم برام به وجود اومده …. مطمعنم که توجهم رو پیدا کنم مگه مرض دارم دچار وسواس بشم …
    وقتی میشینم روی صندلی مدرسه یا دانشگاه …. بی تاب میشم و همش پاهام تکون میخورن …تنها 5 دقیقه اول تدریس استاد رو میتونم درک کنم … ولی بعدش به صورت کاملا غیر اراده در توهم و خیال فرو میرم و شروع میکنم به رویا پردازی…. (در بعضی مواقع) چشمام به تختس اما گوش هام دیگه صدای استاد رو نمیشنوه … بعد از اینکه به خودم میام … میبینم 15 دقیقه از کلاس گذشته و همین امر باعث میشه که عصبی شم و پاهای من روی صندلی شروع به تکون خوردن کنن و تکون های پاهام تا پایانه کلاس تشدید و تشدید تر میشن (این تکون خوردن هام هم کاملا مربوطه به شکست در یاد گیری و عدم حفظ دقت سر موقع به خصوص که مجبورم با ایجاد ارتعاش پاهام خودم رو اروم کنم)
    من توی بچگی ضرب هوشیه خوبی داشتم و باهوش بودم …
    به این نکته هم اشاره کنم که من خونده بودم بیش فعال ها علاقه زیادی به روابط متعدد جنسی دارن .. اما من اینطور نبودم… همچنین رانندگی من توی خیابون ها ارومه (یعنی اگه مردم بزارن!!!).. … علاقه خاصی به سرعت و اینها ندارم
    ازتون عازجرانه تمنا میکنم … به من کمک کنید…
    اینو هم یادم رفت بهتون بگم …. زوال ادراک شده بودم از این قرص های دپاکین و سرترالین و رسپریدون !!!
    زمان گم کرده بودم و مثلا ناخن گیر رو برمیداشتم… نمیدونم اینو واسه چی و از کجا برداشتم

    (باز هم میگم تمام مشکلات من از عدم تمرکز و حواس پرتی شروع شد
    از اینکه نمیتونستم چیزی و حفط کنم و دست و پاهام تکون میخوردم و منو از روی کار بلند میکردن)
    کمکم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بطوریکه گفته اید عمده مشکل شما از شروع بیقراری و کمی تمرکز و بیش فعالی و نداشتن تداوم در تمرکز و توجه بوده و هنوز هم این مسئله ادامه دارد. در کشورهای غربی محرکهای مراکز عصبی از جمله ریتالین و آمفتامین به مقدار کم و با کنترل دقیق از نظر خطر سوء مصرف در هر سن تجویز میکنند و به همراه آن تحت شرایط سخت مسیر آموزش خاص و کار و پیشرفت را هموار میکنند. چون در ایران در این زمینه کم کار شده و در هر زمینه نارسائی زیاد است، میتوانید با ابتکار خود روشهای تمرین اجباری را در زمینه های مورد علاقه پیگیر شوید از خیلی کارها که در توان ذهنی و تطابق شما شما نیست باید صرفنظر کنید. کنترل درمان داروئی صرفآ با نظر یک روان پزشک مجرب و با حوصله را توصیه میکنم.

  20. مصطفی می‌گوید:

    اقای دکتر با سپاس فراوان.اقای دکتر ایا بیماری دوقطبی ژنتیکی است؟اگه هست چیکار کنیم که احتمال این بیماری را کاهش دهیم یا ازبین ببریم؟ایا دارویی وجود داره که قبل بارداری یا دوران بارداری بخودیم تا فرزندمان دچار این بیماری نشود؟باید به کجا مراجعه کنیم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      قبل از بروز علائم بیماری ضرورتی برای درمان پیشگیری بیماری دوقطبی وجود ندارد. قبل از حاملگی بهتر است با روان پزشک هم مشورت بعمل آید.

  21. مصطفی می‌گوید:

    اقای دکتر اگه بیمار دوقطبی که شوک داده و بعد 5ماه تقرییا حالش خوب باشه و با یک مورد مناسب براش پیدا شده ازدواج کنه بهتره؟زندگی اش هم از لحاظ رفاهی اماده باشد مناسب است؟یا باید صبر کرد.با تشکر بسیار از راهنماایی های دلسوزانه تان.

  22. شقایق می‌گوید:

    با تشکر بسیار از دکتر عزیز مهربان.اقای دکتر بیماران دوقطبی که دارو میخوره وقتی میگن با افزایش سن به تدریج کمرنگ میشه،واسه کسیکه از پیش دانشگاهی تا الان ک ۲۶ سالشه دارو میخوره معمولا در چه سنی این بیماری بهبود میابد?توروخدا حدود سنیشو بگین.میدونم قابل پیش بینی نیست ولی شما معمولا چه سنی رو تخمین میزنین ک بهبودی حاصل بشه?????خیلی ممنوووووونم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درست است که با پیشرفت سن معمولا مانیا کاهش مییابد ولی ممکن است متناوبا در هر سن تظاهر بکند و در مواردی ممکن است افسردگی مقاوم در تمام مراحل سنی هم دیده شود.

  23. علی می‌گوید:

    با سلام خدمت دکتر گرامی
    برادر بنده که 17 سال داره باتشخیص دکترهای متعدد به بیماری دو قطبی نوع اول مبتلا میباشد و حدود یک سال هس که بیمار دکتر شاهرخ امیری در تبریز میباشد وحدود 1ماه نیز در بیمارستان بستری شد با اینکه نسبتا خوب است ولی گاهی اوقات عصبانی میشود وبه همه چیز گیرداده وهمه را کتک میزند .غرض از اتلاف وقت حضرتعالی میخواستم بدونم آیا شک درمانی برای برادر من مفید هست وروی روند بیماریش تاثیر مثبت میزاره یا نه وباید به کجا مراجعه کنیم با تشکر. و من الله توفیق

  24. علی می‌گوید:

    سلام مجدد و خسته نباشید خدمت دکتر بزرگوار
    آقای دکتر برادرم داروهایی روکه داره مصرف میکنه تاثیری در کنترل یا بهبود بیماریش نداره گاهی اوقات خیلی شوخ طبع و مهربون وخوشحال میشه و یهویی سر مسئله نامربوط گیر میده همه رو به شدت کتک میزنه و وسایل خونه رو میشکنه خودش خیلی دوست داره خیلی هم با عجله میخواد که خوب بشه و از رفتارهای خودش ناراحتیش بیشتر میشه ولی متاسفانه راه حل درمانی مناسب پیدا نکردیم.و تفریحات نامناسبی رو برای اوقات ناراحتیش جایگزین میکنه.میخواستم لطف کنین و شما به برادرم کمک کنین. واگر اجازه بدین بیاریم مطبتون؟
    ما واسه28 این ماه از منشی تون وقت گرفتیم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با درمان داروئی بیشتر رفتارهای مانیک قابل کنترل است. موراد اورژانس و ضروری را که صبح اول وقت بتوانند مراجعه کنند راه می اندازیم.

  25. حامد می‌گوید:

    با سلام خدمت آقای دکتر. بنده جوانی 26 ساله هستم و چند مدت هست که افسردگی گرفتم پیش متخصص شهرمون هم رفتم و قرص سیتالوپرام20 برام نوشت و من 3 تا ازش خوردم شبی یه دونه حالا هم به خاطر عوارضش قطعش کردم چون خیلی اذیتم می کنه. حالا خواستم اگه بیام پیش شما و شوک بهم وارد کنید آیا خوب می شم؟ خواهشن راهنمایی کنید جواب رو بدهید ممنون.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درمان افسردگی در مرحله اول داروئی است، در موارد مقاوم و شدید اجراء شوک در مرکز بیمارستانی امکان پذیر است.

  26. الهام می‌گوید:

    با سلام خدمت جناب آقاي دكتر
    خواهري دارم 32 ساله كه پس از بدنيا آمدن پسرش ( الان 2 ساله هست) به شدت دچار وسواس عملي شد تا حدي كه كودك آزاري مي كرد و ساعتها زمان خود را به شستشو مي گذراند .و مقاومت در برابر دارو و بستري شدن داشت تا اينكه بسيار بحراني شد و تصميم گرفت كه طي امروز و فردا بستري بشه سوالي كه دارم آيا درمان ECT در وسواس موثر هست يا نه ؟يا امكان دارد افرادي كه در تهران يا شهرهاي ديگه تخصص وسواس كار ميكنند رو به ما معرفي بفرماييد

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در مرحله اول درمان داروئی سرپائی با حمایت اطرافیان برای کنترل وسواس توصیه میشود. درمان طولانی مدت تحت نظر روان پزشک نیاز خواهند داشت.

  27. شقایق می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.با عرض معذرت اقای دکتر،مریض دوقطبی داریم که الان نزدیک ۲ماه از شوکش میگذره اوایل نسبتا خوب بود سایکوزش خوب شده بود،ولی الان دوباره بدبین شده،پرخاشگر شده،بعضی اوقاتم سایکوز داره،اقای دکتر دیگه خسته شدیم،چرا خوب نمیشه?داروهاشم هالوپریدول بی پریدون ،کئتوتابین،دپاکین،میخوره.خیلی داروومیخوره هالوپریدول صبح ۲تا شب ۲تا ظهرم ۲تا.ولی اقای دکتر انگار هیچ فرقی نکرده.دیگه چیکار میتونیم کنیم???توروخدا کمکموت کنین.ایا بیماریش برگشته?تا کی باید انتظار بکشیم تا خوب بشه.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درمان با الکتروشوک برای افسردگی موثر است ولی برای موارد سایکوز زیاد موثر نیست، در مرحله ای برای کنترل سایکوز داروهای روان گردان بمقادیر زیاد ضرورت مییابد بهتر است نسبت به شدت بیماری با نظر روان پزشک کنترل درمان پیگیری شود.

  28. Arash می‌گوید:

    با عرض سلام ؛ادب و احترام خدمت شما .آیا بیماران که مبتلا به اکسیزو فرنی هستند نیاز به مراقبت دارند یا خیر ؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      تقریبآ یک سوم بیماران از بیماری بحال سالم برمیگردند یک سوم دایم با درمان زندگی در حد طبیعی دارند یک سوم دیگر علیرغم تمام درمانها کارائی جندان ندارند و نیاز به مراقبت دارند.

  29. ستاره می‌گوید:

    سلام من درخانواده ای پرتنش بزرگ شدم پدرم عصبی بوده ودست بزن داشته 23سالم بودازدواج کردم مشکلاتی داشتم که به دکتراعصاب رفتم وباگرفتن نوارمغزبه من داروهای اعصاب دادن بعدازچندماه بدترشدم به دکتردیگری رفتم بعدازازمایش گفتن تیروییدم پرکار شده بعدازیکسال تیروییدم بحمدا…خوب شدولی مشکلاتی برایم پیش امدمجبورشدمداروی اعصاب بخورم(ولبان کلونازپام پرفنازین پروپرانول دیکلوفناک لاموتریزن)وچهارجلسه شوک مغزی دادم که به شدت بدتر شدم دایم گریه میکردم ونمی تواستم ارام باشم وسوزنهای ارامش بخش تاثیری نداشت بعدازیکسال پیش دکترگیاهی رفتم وبه مرورداروهاراقطع کردن دردقفسه سینه ودردماهیچه پام که مسکن تاثیری نداشت خوب شدودلهره واضطرابم وتپش قلبم خوب شدولی ناگهان چنان کسل وبیحال شدم که حتی کارهای شخصی خودم رانمی توانستم انجام بدهم وبیشتروقتهاخوابم وکف پاهام همیشه سرده الان شش ماه است نتوانستم سرکار بروم دوباره رفتم دکتراعصاب روان گفتن افسردگی شدیدگرفتم سه ماه است دارو میخورم(لیتیرام ولبان پرازولکس )ولی تاثیری نداشته دکترگفتن شوک مغزی بدم ولی باتوجه به قبلا میترسم بدتر شوم به نظرشما چه کارکنم میشه ناگهانی دچار افسردگی بشم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بنظر میرسد تشدید افسردگی قبلی بعلت قطع درمان پیش آمده با توجه به سابقه و سیر بیماری تان، بنظرم بهتر است درمان افسردگی را با نظر پزشک معالج با مقادیر بیشتر بمدت طولانی ادامه دهید.

      • ستاره می‌گوید:

        با عرض سلام وخسته نباشید اقای دکتر به شدت کسل وبی حال وشل هستم واز شدت کسلی می خوابم وصبح بیشتر این احساس را دارم وقتی می خواهم کاری انجام دهم انگار نفسم در سینه حبس می شود وقلبم از سینه دار ددرمی آ یدواحساس ناخوشی به من دست می دهد کف دستها وپاهایم وزوزوسوزن سوزن میشود واحساس خستگی وگرفتگی درماهیچه ی پاهایم میکنم وقتی هوا سرد است انگار پاهایم درآ ب است وبه شدت یخ می کند از باسن به پایین تاسرانگشتان پاهایم احساس ضعف شدید وخستگی میکنم انگاردارم فلج می شوم لرزش دست دارم وقتی یک روز بهتر باشم وکاری انحام دهم دوروزبعد حالم بدتر میشوم باتوجه به اینکه یک دفعه شوک مغزی انجام دادم وبعداز ان شوک از صبح تا شب گریه میکردم وسوزنهای آرامشبخش هم تاثیری در حالم نداشت آیا شوک مغزی را دوباره انجام دهم یا خیر داروهایی که مصرف میکنم ولبان150روزی یک عدد صبح وشب ولیتیرام 300شب ودپرازولکس 50 با تشکر

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          اگر در معاینه داخلی اختلال هورمونی و دیگر مسائل داخلی منتفی گفته شده برای مشکل روان تنی با زمینه افسردگی کنترل بیشتر بالینی داروهای ضد افسردگی به همراه روان درمانی و رفتاردرمانی شناختی در طولانی مدت موثر واقع میشود.

  30. سپیده می‌گوید:

    سلام، من 26 ساله هستم و ده ساله که داروهای اعصاب برای افسردگی استرس و خودکشی مصرف میکنم. تقریبا دو سال پیش یه حمله ی پانیک داشتم بعد از اون زیاد پیش نمیومد مگر اینکه خیلی عصبی میشدم. اما الان تقریبا شش ماهه که حالم اصلا خوب نیست. تو این شش ماه هر دو ماه یکبار خود به خود حمله ی پانیک بهم دست داده حتی وقتی عصبی نبودم و آخرین حمله ی پانیکم هم چند شب پیش بود. از اون شب به بعد تمام روز استرس دارم و سرم اذیتم میکنه و همش میترسم دوباره پانیک پیش بیاد. دکترهای روانپزشکم هیچ کدوم حرفی از پانیک نزدن و فقط آرام بخش بهم دادن اما یه دکتر درمان با مغناطیس رو پیشنهاد کرده که چون خانواده ام میترسن اجازه نمیدن. من باید چی کار کنم؟؟ اگه باید دارو درمانی باشه پیش کدوم دکتر برم و چه دارویی بخورم؟؟ درمان با مغناطیس رو انجام بدم؟؟ لطفا راهنماییم کنید حالم اصلا خوب نیست.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هر روان پزشک با درمان پانیک و افسردگی و اضطراب آشنائی دارد. بهتر است تحت نظر یک پزشک با کنترل صحیح داروئی و روان درمانی به مشکل غلبه کنید. درمان به روشهای مغناطیسی جزو معالجات استاندارد نیست.

  31. عاطفه می‌گوید:

    باسلام.اقای دکتر یه سوال داشتم واقعا ممنون میشم جواب بدین.من چهارسال نامزد داشتم بطوری که این چهارسال مثل یه زندگی مشترک بوده وهزارتا خاطره باهم داریم ولی متاسفانه نمیدونم تقدیراینجوری بود ویا عده ای نمیخواستند که مابهم برسیم وحالاباید ازهم جدابشیم..خاطراتش داره منادیوونه میکنه.خواستم بدونم براثرشوک میتونم گذشته رافراموش کنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      برای موارد افسردگی واکنشی درمان کوتاه مدت با ضد اضطراب و ضد افسردگی معمولا کافی است بهتر است تمام مدت خوتان را با فعالیت و سرگرمی مشغول کنید تحت نظر روان پزشک باشید.

      • عاطفه می‌گوید:

        آقای دکتر آیا باشرایطی که من دارم ازدواج میتواند به من کمک کند گذشته را فراموش کنم؟یعنی راه مناسبی برای مشغولیت و فکرنکردن به گذشته هست؟باتشکر

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          بهتر است مدتی به هیچ موضوع فکر نکنید حل مسائل را به زمان آرامش و سلامتی کامل فکری محول کنید

  32. مریم می‌گوید:

    سلام شوک الکتریکی گذشته رو از یاد میبره

  33. مصطفی می‌گوید:

    با سلام.ایا بیمار دوقطبی که حالش خوب شده میتواند مشروب و یا قلیون مصرف کند؟و چرا فهم و شعور انها کمی پایین تر از بقیه است؟ایا تا اخر همینطور میمانند و یا با افزایش سن بهتر میشوند؟با سپاس فراوان از دکتر فداکار و دلسوز کشورمان

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هرنوع مواد و محرک برای انسان سالم و بخصوص برای شخص با زمینه اختلال خلق مضر است. افراد بیمار دوقطبی معمولا در مرحله بهبودی از نظر فکری و عقلی سالمند.

  34. سعد می‌گوید:

    سلام. من اسکیزوفرنی و افسردگی دارم. شش سال پیش بستری شدم و ECT شدم. خوب که نشدم هیچ، بی علاقگی و بی حوصلگیم شدیدتر شد. از موقع بستری داروی ریسپریدون هم مصرف میکنم و با این دارو دلتنگی ندارم و اعصابم تقریبآ آرومه(گرچه بعضی وقتا منفجر میشدم اما از زمانی که سرترالین هم مصرف میکنم باز اعصابم راحتتر شده) و اما علایقم خیلی ضعیف شده و اراده ندارم. مشکل وسواس هم دارم که با کلومیپرامین 75م.گ وسواسهام خفیف شده.
    این مشکلات من از 10 سال پیش که تصادف کردم و ضربه مغزی شدم شروع شد. 27 سال سنمه. از بی ارادگی زندگیم فلج شده. حتی کتابهای مورد علاقم به زحمت میتونم بخونم و نمیتونم تمومش کنم.
    کاش اوندفه ECT نمیشدم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      تجربه تان قابل فهم است، الکتروشوک غیر از درمان افسردگی در دیگر موارد چندان موثر نیست، خوشبختانه درحال حاضر با درمان بیشتر علائم تان کنترل شده است، برای کمی کارآئی رفتاردرمانی شناختی و تغییر تدریجی رویکردها و با اشتراک در فعالیتهای کاری و سرگرمی گروهی بیشتر موثر است، بهتر است تمام وقت بنحوی خودتان را مشغول و از نظر جسمی وفکری فعال نگهدارید.

      • سعد می‌گوید:

        ببخشید، یه سوال. من تقریبآ همه ی نشانه های اسکیزوفرنی رو دارم به جز هذیان و توهم. ممکنه بیماری من اسکیزو نباشه؟

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          اگر گسیختگی افکار و اختلال کار کردی در امور روزمره ندارید احتمال شیزوفرنی بعید است.

          • سعد می‌گوید:

            باز ببخشید…
            من افکارم پایدار نیستن. همینطور انگیزه هام. هر چند ساعت سراغ یه فعالیتی جدید میرم. یه کاری امروز انگیزه شو دارم اما فرداش هیچ علاقه و حالی برا اون کار ندارم. بعضی کارا رو که علاقه دارم و دنبالش میرم وقتی شروع به انجام میکنم میبینم هیچ حالی برا انجامش ندارم و در واقع علاقه ای ندارم! (مثل برنامه نویسی و یا طراحی وب که قبل تصادف انجام میدادم). حوصله گوش دادن اخبار طولانی ندارم. فیلم هم معمولآ حوصله ندارم یک ساعت بشینم و تا آخر نگاه کنم و بعد از کمی نگاه کردن پا میشم. پشت کامپیوتر مثل قبل تصادفم حوصله کار حرفه ای با برنامه ها رو ندارم. فقط وبگردی و دانلود میکنم و خوندن مقالات و خبرهای کوتاه و مورد علاقم. اینترنت رو بیشتر به شکل اعتیادی پاش میشینم. کتاب دست میگیرم و اگه حوصله خوندن داشته باشم تا چند صفحه میخونم و تمرکزم از بین میره و دیگه میخوام از جام بلند شم و از اتاق برم بیرون و دیگه حال برگشتن به مطالعه کتاب رو ندارم. کتاب میخرم اما هیچ کتابی رو نمیتونم تا آخر بخونم. خیلی بخونم 50-60 صفحه(به شرطی که برام جذاب باشه). حافظم ضعیفه. نمیتونم خوب یا طولانی تمرکز کنم. به شکل ناخواسته ای تنبل هستم. اگه دارومو قطع کنم نمیتونم تنهایی رو تحمل کنم و همش باید برم خونه یکی از نزدیکان(خونه ها همه نزدیک همن). با اینکه زیاد نمیخورم اما چاق هستم و شکم بزرگی دارم! معتاد نسکافه هستم و نمیتونم ترکش کنم. اگه داروی ریسپریدون رو قطع کنم افسردگی هم سراغم میاد. تا قبل از اینکه داروی ضدافسردگی هم مصرف کنم خیلی وقتا از دست دیگران ناگهان عصبانی و منفجر میشدم و داد و بیداد میکردم. خصوصآ که بعضی حساسیتها دارم. 8 سال پیش که MRI گرفتم نتیجهش نوشته بود که قسمت فرونتال مغزم کوچیک شده و بین دو نیمکره تحلیل رفته. شعورم کمه(خودم میفهمم، خصوصا وقتی پیش میاد اطرافیان بعد از یه حرفایی که میزنم منو دعوا میکنن). حرفامو به زحمت میتونم بیان کنم، حتی موقعی که میخوام حرفمو تایپ کنم. خیلی وقتا هر چی فکر میکنم حرفی برای گفتن ندارم.
            من اسکیزوفرنی دارم دیگه؟

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            همه علائم توضیح داده شده بیشتر موید کم توجهی و بی قراری است برای این موارد بعد از مشاوره روان پزشکی درمان آرام بخش روانی و درمانهای موثر برای افزایش توجه و تمرکز توصیه میشود. هر نوع تجویز دارو بدون کنترل بالینی مجاز نمیباشد.

      • سعد می‌گوید:

        حسادت توهمی یا روان پریشانه نسبت به جنس مخالف هم دارم که با داروی ریسپریدون خفیف شده. این جزو توهمه؟

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          این علائم یک نوع اختلال رفتاری به حساب می آید.

          • سعد می‌گوید:

            غیر از اسکیزو،احتمالآ “اختلال شخصیت مرزی” هم داشته باشم. دفعه بعد که رفتم دکتر باید خوب آنالیز بشم.

          • سعد می‌گوید:

            یه چیزو یادم رفت بگم. من اگه ریسپریدون رو قطع کنم، غیر از حسادت شدید و افسردگی، مشکل خنده هم دارم. از همه چی خندم میگیره.

  35. یاسر می‌گوید:

    با سلام در گذشته دچار استرس فراوان بوده ام الان از موقیت هایی که دچار استرس میشم فرار میکنم دیشب مجبورن در موقیتی قرار گرفتم که استرس زا بود بدنم دچار لرزش (استرسی)شد وتا نیم ساعت بعد فرار از اون موقیت تونستم مسلت بشم به خودم(ایا این طبیعیه) افسردگی هم دارم فلوکستین 20 دپاکین 200 .پروپرانول10 مصرف میکنم.احساس میکنم بدنم در مقابل دارو های قوی سرما خوردگی یا امپول ضعیفه و دچار لرزش میشه ایا این ارثیه یا از راه های میشه قوی کردش؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با تمرینهای آرام سازی ارادی و ورزش و دارودرمانی میشود در طولانی مدت به حملات پانیک و ضعف عمومی غلبه نمود.

  36. ابراهیم می‌گوید:

    با سلام
    33ساله مبتلا به وسواس فکری همراه با افسردگی 6 سال دارودرمانی با انواع داروها بیکار بی اراده گوشه گیر خیالپرداز
    درمان با tms بنظرتان فایده ای دارد چند جلسه

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درمان با tms نوعی مدیتیشن یا مراقبه است که پس از یادگیری بعنوان روش آرام سازی ارادی و کنترل استرس باید بصورت جزئی از روال زندگی برای مدت طولانی ادامه داشته باشد.

  37. مریم می‌گوید:

    باسلام.اگه کسی ک دچار بیمار دوقطبی است و با ectبیماریش تقریبا کنترل شده وفتی با کوچکترین ناراحتی دوباره همون فوش و رفتار دوره بیماریشو تکرار میکنه ایا هنوز بیمار است یا عادت شده براش???ولی زود دوباره ب حالت خوب برمیگردد.و عادی میشود.ایا کسیکه ect کرده و دارو مصرف میکنه بعد از تمام شدن اثر شوک ممکنه دوباره بیماری برگردد???

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      پرخاشگری مشکل رفتاری است، با افسردگی و مانیا تشدید مییابد. بیماری دو قطبی ممکن است در هر مرحله عود داشته باشد.

  38. مصطفی می‌گوید:

    با سلام.ببخشید ایا بیمار دوقطبی ک دارو مصرف نمیکنه ممکنه با افزایش سن نوع بیماری تعغییرر کنه?

  39. خدا می‌گوید:

    اقای دکتر ایا کسیکه دچار وسواسی در دوران جوانی بوده و به همسرش شک داشته با افزایش سن یعنی بعد از 50سالگی نو وسواسیش نعغیرر کرده و به نظافت خانه حساس شده.ایا ممکنه نوع وسواسی تعغییر کنه?

  40. ساناز می‌گوید:

    سلام اقای دکتر حدود 3سال پیش شکست عاطفی داشتم یه دوره افسردگی 3ماهه داشتم ولی دکتر داروما قطع کرد یعنی خوب شدم گفتند قطع کن حدود 3سال هی افسردگی گرفتم هی خوب شدم خیلی وقتا داروها روم تاثیر نداشته داروما عوض کردم خیلی دکتر روانپزشک رفتم تا که حالم خوب بود 3ماه پیش دوباره تشدید افسردگی داشتم و 1ماه پیش تشدید افسردگی داشتم و قرص برنج خوردم واقعا میخاستم خودمو بکشم چند روز قبل از عید تا دوم عید 6جلسه شوک درمانی شدم خودم درخواست دادم تو عید حالم عالی بود بگو بخند دوباره حدودا 3روزه افسردگیم برگشته و گریه میکنم و پرخاشگرم ایا شوک درمانی دوباره پاسخ میدهد؟؟طب سوزنی چه طور؟؟؟؟چیکار کنم بیماریم برنگرده؟؟؟؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بنظر میرسد مشکل دوقطبی دارید، بهتر است تحت نظر روان پزشک درمان مستمر برای مدت طولانی با کنترل بالینی دقیق پیگیر شوید، تمرین سخت امید و معنویت و عقلانیت را درون خود پروش دهید، بطور مداوم خود را با فعالیت ذهنی و فیزیکی درگیر کنید مطمئن باشید موفق خواهید شد.

  41. مریم جنگجو می‌گوید:

    سلام مادر من 64 سال دارد و حدود دو سال است که مبتلا به آلزایمر شده تمام دکترها مخالف شوک درمانی هستند اما جدیدا یکی از پزشکان گفته که باید شوک درمانی شود میخواستم بدانم برای مبتلایان به آلزایمر شوک ضرر دارد یا خیر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      درمان با الکتروشوک صرفآ برای افسردگی توصیه میشود. در موارد آسیب مغزی از هر نوع از جمله آلزایمر موجب تشدید بیشتر هم میشود.

  42. مهتاب می‌گوید:

    سلام،
    من حدود 6 سال است که یک میکروادنوم نیم سانتی در ناحیه هیپوفیزی مغزم دارم که با مصرف دارو داستینکس سعی در کنترل سایز ان دارم. مصرف دارو جلوی بزرگ شدن این ادنوم رو گرفته و ترشح پرولاکتین خون ام هم به حد نرمال برگشته . اخیرا در MRI آخری که داشتم، التهابی در ناحیه سینوسهای اسفنوئیدی مشاهده شده. سوال من اینه که آیا ارتباطی بین این دو وجود داره؟ و این که آیا بهتره جراحی انجام بگیره یا مصرف دارو که باید در دراز مدت هم انجام بشه برای جلوگیری از بزرگ شدن این ادنوم کافیه؟
    من قبلا این سوال رو ارسال کرده بودم اما پاسخی دریافت نکردم ، اگر در حوزه تخصص جنابعالی نیست لطفا بفرمایید .
    ممنون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در پاسخ قبلی همین سوال قبلا گفتم که التهاب سینوس به آدنوم هیپوفیز ارتباط ندارد. مصرف دارو در مراحل فعالیت هومورنی زیادی توصیه میشود. اگر اندازه آدنوم بزرگتر نشود نیاز به جراحی نخواهد بود.

  43. عسل می‌گوید:

    با سلام حضور جناب آقای دکتر سیفی
    دختری هستم 36 ساله و تاکنون هم ازدواج نکرده ……. چون خانمی با این روش وسواس شدیدش درمان شده است.اما در اینجا خواندم که ECT تاثیر کمی در درمان وسواس دارد.واقعا نا امیدم و زندگی برایم فقط به رنگ سیاه است. آیا امیدی هست؟
    منتظر پاسخ گرمتان هستم.با تشکر فراوان

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با الکتروشوک میشود افکار منفی و خودکشی را مهار نمود، ادامه درمان داروئی در جوار روان درمانی شناختی – رفتاری بقیه علائم کنترل میکند.

  44. rahro می‌گوید:

    سلام علی هستم 24 ساله 6 ماه هست به دلیل جدا شدن از نامزدم دچار افسردگی شدید شدم میل به غذا خوردن ندارم همش حالت تهوع دارم چند بارم دست به خودکشی زدم همش فکر خود کشی تو سرم هست شهر رمو عوض کردم ولی باز افسردم.دکتر ایا شوک درمانی کمک میکنه بهم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      شوک درمانی در موارد افسردگی با میل خودکشی خیلی موثر است، درمان داروئی و روان درمانی و تغییر ارادی رویکرد به زندگی و تقویت اعتماد بنفس و معنویت هم موثر است.

  45. ناشناس می‌گوید:

    سلام اقای دکتر
    خواهر بزرگترم 24 سالشه الان تقریبا 2 سالی میشه که حالش کم کم بد شده
    خواهرم دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه پیام نور بوده درسشم خیلی خوب بوده و همش بعده کلاس کنفرانس میداده ترم 2 دانشگاه کم کم علائم اش شروع شده تویه دانشگاه یه استاد داشته که قیافش شبیه پدرم بوده( البته اینو بگم که تویه 10 سالگی پدرمون فوت کرد) محبت پدری و لمس نکرده و به خاطر همین اون استادشو به چشم پدر شوهر ایندش میدیده و میگفت حتما باید عروسش بشم و استادشو تو خونه همش با پسوند بابا خطاب میکرد. از اون روز به بعد کم کم دچار تخیل شد و تو خونه با بالشت میگفت بابا بیژنه. بیژن اسم استادش بود/ عروسکو میگیره بغلش میگه بابا بیژنه . بعد گریه میکنه و نمیزاره غذا درست کنیم موقع استفاده از چاقو میگه سره بابا بیژنو دارین با چاقو خرد میکنین و گازو بخاری و خاموش میکنه میگه منو دارید اتیش میزنین .کاره منو مامانم یه مدت فقط گریه بوده. خیلی دچار توهم بوده حرف میزدیم میگفت الان اتیش جهنم و به سمت شما میفرستم اب زیاد میخوره من علائمشو تو نت خوندم متوجه شدم بیماریش سایکوزه ولی رفتیم دکتر گفته جنون و مانیا گرفته .و 6 جلسه شوک درمانی نوشته الان 2 جلسشو رفتیم ولی بازم همون توهمارو داره و الان حسه ترس هم بهش اضافه شده و همش میگه من باید عروس اون استاد بشم و از اینجور حرفا. البته اینو بگم حواس خواهرم سرجاشه و همشم اینجور نیست مثلا در طول روز امکان داره 7-8ساعتش توهم بگه ولی بقیش عادیه. و اینم بگم خیلی مذهبی هم بوده و کتابای مذهبیو قران میخونده ولی الان سمتش نمیره میگه قران و بی احترامی میکنن و بی وضو نماز میخونه
    میخوام بدونم این بیماریش سایکوزه یا مانیا؟ با 6 جلسه شوک درمانی خوب میشه؟
    بعدا میتونه دانشگاشو ادامه بده یا نه؟ امکان داره بره دانشگاه باز استادشو به خاطر بیاره و بیماریش عود کنه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این علائم نشانه های پس رفت شدید روانی است ، در شرایط اضطراب شدید از نوع تبدیلی و سایکوز دیده میشود. در مصاحبه یکی از این دو موضوع قابل تفکیک میباشد، و درمان برحسب مورد فرق میکند. بهتر است تحت نظر روان پزشک با صرف وقت گافی در چند جلسه به درمان عمدتآ روان درمانی حمایتی و دارو درمانی پرداخته شود. بنا به شرح علائم بنظرم مانیک کمتر مطرح است. حمایت منطقی و آگاه سازی مستمر به شرایط زمانی و مکانی، توسط شما برایش موثر خواهد بود. شروع تدریجی فعالیت درسی برایش بهتر خواهد بود.

  46. شهریار می‌گوید:

    با سلام و ادب
    بنده 30 سال سن دارم و 10 سال هست به M.D.D یا همون افسردگی ماژور دچار هستم (در مورد شدت بیماریم تا جایی بود که سربازی معاف شدم )، بعد از 5 سال دارو درمانی به یکباره زندگی برای من تغییر کرد و به مدت 9 ماه زندگی که نه پرواز می کردم !! که بعد این 9 ماه دوباره به حالت افسردگی برگشتم و تازه دکتر ها تشخیص هایپو مانیا رو هم تو من دادن ، من علاوه بر این مشکلات خلقی شدید ، اختلالات شخصیتی فوق شدید از جمله پارانوئید ، اسکیزوئید و در مواردی سایکوپات از نوع بین مرزی هم دارم، الان دارو مصرف می کنم ولی از شدت افسردگی شدید ، استزس بی دلیل ، افکار مزاحم ، احساس این که هیچ جنسیتو سنخیتی با کسی ندارم تقریبا خانه نشین هستمو یه جورایی احساس می کنم زندگی برام رو به اتمام هست ، ازتون می خوام کمکم کنید ، آیا شما با این شرایطم شوک درمانیو پیشنهاد می کنید ، آیا بعد شوک درمانی می تونم دوباره یک انسان معمولی بشم !؟
    با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ممکن است فکر کنید بیماری تان از انواع شدید و نادر است، ولی آمار میگوید که افسردگی ماژور بعد از نارسائی قلبی بیشترین علت ناتوانی افراد جامعه در کارآئی است. دوره ای از هیپومانی که بیماری دوقطبی در فواصل افسردگی مترقبه است طی شده در مرحله افسردگی شدید درمان الکتروشوک موثر است ولی به دنبال آن درمان داروئی و تغییر رویکرد و رفتار ضرورت دارد. در هر مرحله لازم است زندگی را از نو شروع کرد از هر ابتکار و طرفند از دنیای درون و بیرون برای زنگین کردن زندگی و استارت زدن به کار و مسئولیت پذیری باید غافل نشد.

  47. غریبه می‌گوید:

    سلام
    پسر بیس و دو ساله هستم که از دوره دبیرستان بخاطر اختلاف با خانواده کم کم دچاره افسردگی ملایم شدم که بعدهابخاطراینکه کنکورم را خراب کردم و در دانشگاه پیام نور تحصیل میکنم درحالیکه این این مسعله من را بدلیل علاقه ی شدیدم به موفقیت درسی(وامید قبولی در پزشکی) اذیت میکنه که باعث اینهارو والدینم میدونم. بطوریکه طی این چند سال دیگر قادر به درس خواندن نیستم..و کنترل عصبی خودم را کامل از دست دادم و امیدی به بهبودی ندارم به هیچ وجه.. الان تنها چیزی که احساس میکنم چاره دردم هست شوکه. لطفا راهنمایی کنین

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در مرحله حاد و شدید افسردگی درمان با الکتروشوک موثر است. مشکل فعلی را بهتر است بیماری تلقی کنید که جزئی از زندگی تان است ممکن است عوامل محیطی و خانوادگی زیاد هم در سیر آن نقش ندارد. در هر زمان و شرایط بهتر است تلاش و تنوع کاری و روابط اجتماعی و ورزش … را بطور مستمر پیگیر باشید. افتادن در مسیر زندگی و تلاش و امید، افقهای موفقیت را بتدریج باز میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 8 = چهل هشت

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>