مروری بر شناخت بیماری ALS (آمیوتروفیک لاترال اسکلروز)به همراه گزارش یک مورد بیماری با علائم موضعی و سیر آهسته

بیماری آمیوتروفیک لاترال اسکلروز یا بیماری نورون محرکه (Motor Neuron Disease= MND) بعلت گرفتاری نورون های حرکتی قشر مغز، ساقه مغز و نخاع با علت ناشناخته پدید می آید و اغلب در سنین 65 تا 75 سالگی ظاهر می شود. ندرتاً در جوانان و بعضا بطور ارثی (5-10 درصد موارد) پدید می آید. شیوع آن در تمام دنیا تقریبا یکسان است و در حدود یک تا دو درصدهزار می باشد. از بروز علائم تا فلج کامل دوره بیماری تقریبا 3 سال بوده و ندرتاً 5 تا 10 سال ادامه می یابد.

علت بیماری

شرایط اقلیمی و تغذیه ای در بروز بیماری موثر شناخته نشده است. اثر تماس طولانی با حوزه مغناطیسی قوی و فعالیت های ورزشی سنگین در بروز بیماری مشکوک بوده است. همچنین مواد غذایی گلوتومات، سموم و سیگار احتمالا در بروز بیماری دخیل می باشد. بیماری در تعدادی از سربازان آمریکایی که در جنگ خلیج فارس شرکت کرده بودند مشاهده شده است. زیادی بعضی از المانها مانند منگنز، سرب، آلومینییوم، سیلینیم و … در آب و غذا شاید در بروز بیماری نقش داشته باشند. در مورد علل ویروسی و اختلال ایمنی و مسمومیت ها سالها تحقیق بعمل آمده و هیچ کدام تایید نشده است. چشمگیرترین یافته در سالهای اخیر کشف ژن SOD-1 (ژن مس/روی سوپراکسیددسموتاز1-) و ژن های APOE/ ALSIN/ SMN در حدود 20 درصد بیماران ALS بخصوص در نوع ارثی و نوع جوانان بوده است. آسیب سلولی بعلت زیادی گلوتومات و رادیکالهای آزاد با استرس اکسیداتیو پدید می آید. گلوتامات ترکیب اسید آمینه با عملکرد تحریکی قوی در مراکز عصبی بطور طبیعی وجود داشته و زیادی آن باعث مسمومیت نورونی و آسیب سیناپس ها می گردد. در مسمومیت با موادی نظیر نخود(Chick Peas)  و در بیماری Lathyrism (مسمومیت مواد تمیز کننده چرم) آسیب سلول های حرکتی مراکز عصبی به علت زیادی گلوتامات پدید می آید. در ALS با کم شدن بازجذب گلوتامات (برداشت مجدد) از سیناپس ها میزان گلوتامات آزاد در مایع نخاع و خون زیاد می شود. تحریک زیادی غشاء نورون ها باعث انتقال زیاد کلسیم به داخل سلول ها و تشدید فعالیت گزانتین اکسیداز، فسفولیپداز و نیتریک اکسید و نهایتا موجب آسیب میتوکندریها می شود.

اختلال ایمنی در 10-15 درصد بیماران مبتلا ALS با گاموپاتی میتوکندریال و افزایش ستیوکین ها مشاهده شده است. در سایر بیماری های مراکز عصبی، ویروس ها از طریق ایجاد اختلال ایمنی به نورون های حرکتی آسیب می رسانند ولی هر گونه تحقیقات در مورد علت یابی و درمان ALS از طریق تغییرات ایمنی بی نتیجه بوده است.

اختلال در نوروفیلمنت ها و میکروتوبولها بعلت تغییر در زنجیره پروتئینی پری فرین داخل سلول و آکسونهای سلولهای شاخ قدامی نخاع بیماران ALS وجود دارد. موتاسیون ژن Tau باعث تولید پروتئین خاص در میکرتوبول ها در نورون های مغز و نخاع بیماران مبتلا به کمپلکس بیماری دمانس فرونتوتمپورال ، پارکینسون و ALS میگردد. این ژن در کروموزوم 17 قرار دارد.

علائم بالینی

بیماری مدتها قبل از اینکه علائم بالینی بروز کند شروع شده و رشته های عضلانی اندامها و زبان تحریکات خودبخودی بعلت دنرواسیون نشان می دهد. شروع علائم ابتدا موضعی بوده سپس منتشر می گردد. از نظر بالینی اغلب علامت در یک اندام شروع شده و بعدها در سایر اندامها ظاهر میشود. در 25 درصد موارد بیماری از ناحیه حلق و زبان (بولبر) شروع می شود و در بعضی دیگر بیماری از قسمت های انتهایی اندامها شروع می شود و شبیه علائم نوروپاتی تظاهر می کند. در یک درصد موارد هم ضعف عضلانی در عضلات تنفسی و قفسه سینه بروز می نماید. در 10 درصد موارد فلج شبیه شلی دوطرفه بازوها و دستها جلب توجه میکند. با پیشرفت تدریجی بیماری مشکل انجام اعمال مربوط به حرکات دستها و فوت دراپ (افتادگی پاها) و مشکل تکلم و ضعف صدا و بلع و نیز گریه و خنده بی اختیار (فلج کاذب سودوبولبر) وجود دارد. گرفتگی عضلات اندامها و پرش ریز عضلات (فاسیکولاسیون) در معاینه مشاهده می شود. مشکل بلع موجب سوء تغذیه و لاغری و آسپیراسیون غذا و مایعات به راههای تنفسی گردیده، ضعف عضلات پشت گردن باعث افتادگی سر به طرف سینه شده، در مرحله پیشرفته تنگی نفس باعث اختلال خواب می گردد و ناتوانی بیمار موجب افسردگی می شود. در بعضی موارد که بیماری ALS با دمانس فرونتوتمپورال همراه است اختلال تکلم و اختلال حافظه و شناخت بهمراه سایر علائم وجود دارد و در MRI مغزی تحلیل نواحی فرونتوتمپورال مشاهده می شود.

در بیماران ALS با علائم توام با دژنرسانس سیستمیک، اختلال اعصاب اتونوم، اکستراپیرامیدال، فلج حرکات چشم و اسفنکتر مشاهده میشود.

یافته های پاراکلینیکی

محض رد سایر بیماریها که علائم شبیه ALS ایجاد می کنند، انجام آزمایش های شمارش خون، سطح B12 سرم عناصر بیوشیمی خون، CPK، HIV، TSH، و PTH (هورمون پاراتیروئید) و بررسی های لازم در رابطه با رد بیماریهای بدخیمی و میاستنی گراو بعمل می آید.

در ALS افراد جوان بررسی ژنتیک از نظر ژن SOD-1، درموارد مشکوک به بیماریهای التهابی و عفونی و در CIDP (پلی نوروپاتی دمیلینیزان مزمن التهابی) و لنفوم امتحان مایع نخاع لازم است. بیوپسی عضله کمک تشخیصی نمیکند. در بررسی الکترو فیزیولوژی هدایت عصبی حسی و حرکتی طبیعی است. بعلت کاهش تعداد اکسونها ممکن است دامنه CAMPS کاهش پیدا بکند.

الکترو میوگرافی (EMG) در تشخیص ALS کمک شایسته می کند. امواج خودبخود ناشی از تحریک عضله بعلت دنرواسیون بصورت فیبرولاسیون و امواج شارپ مکرر مشاهده می شود و در انقباض ارادی واحدهای حرکتی بصورت کمپلکس های بزرگ با دامنه و ولتاژ زیاد در بیشتر عضلات مشاهده می شود.تست EDX حداقل بایستی در 3 ناحیه از 4 منطقه زبان، گردن، توراکس و کمر بعمل آید. EMG بهتر است از عضلات زبان، اندام ها و عضلات پارا اسپینال انجام بگیرد. جهت رد دیگر بیماریهای مغز و نخاع MRI در همه بیماران ALS بعمل می آید. فقط در موارد ALS با دمانس فرونتوتمپورال، آتروفی مغز مشاهده می شود. در MRI فانکشنال Proton D.W اختلال سیگنال در کپسول داخلی همیسفرها در بیماری ALS مشاهده می شود. تکنیک Magnetization Transfer Ratio در تشخیص بیماری نورون محرکه فوقانی قبل از بروز علائم بالینی کمک کننده است. در MR Spect کاهش NAA (ان آستیل آسپارت) نسبت به کولین و کراتین در قشر مغز مشاهده می شود.

تشخیص

در مرحله پیشرفته بیماری علائم مشخص بالینی به تشخیص قطعی منتهی می شود. در مراحل اولیه بیماری تشخیص های احتمالی و محتمل کم و کاذب مطرح می شود.تشخیص قطعی موقعی است که علائم نورون محرکه فوقانی و تحتانی در سه ناحیه یا بیشتر وجود داشته باشد. تشخیص احتمالی موقعی است که علائم نورون محرکه فوقانی و تحتانی در دو ناحیه وجود داشته و تشخیص با احتمال کم موقعی است که علائم نورون محرکه فوقانی و تحتانی هر دو در یک ناحیه و یا هر کدام در دو ناحیه مجزا وجود داشته باشد. EDX منتشر به تایید بیماری کمک می کند. سیر پیشرونده بیماری در طول ماهها به تشخیص نهایی منتهی می شود.

تشخیص افتراقی بیماری ALS یا بیماریهای متعدد مراز عصبی با گرفتاری نورون محرکه فوقانی یا تحتانی توام یا مجزا مطرح می گردد. در مواقع گرفتاری نورون محرکه فوقانی نوع PLS (Primary lateral Sclorosis) این بیماری، پاراپارزی اسپاستیک فامیلی، بیماری های دژنراتیو مغزی و نخاعی (لکو یستروفی ها و اسپینوسربلارآتروفی و …)، بیماری های عفونی (…,HIV, syphilis) و آنسفالوپاتی های متابولیک و اتوایمیون مطرح می شود. در گرفتاری نورون محرکه تحتانی بیماری های اسپینو موسکلارآتروفی و رادیکلوپاتی و سندرم لمبرت ایتون در تشخیص افتراقی قرار میگیرد.

آرتروز گردن با گرفتاری ریشه های گردنی و نخاع، با علائم نورون محرکه فوقانی و تحتانی از موارد مهم تشخیص افتراقی با ALS می باشد.اهمیت تشخیص موقعی بیشتر است که این دو بیماری توام باشد. در دیسکوپاتی گردن اختلال دفع ادرار و علائم ستون خلفی نخاع وجود دارد. از دیگر مواردی که علائم توام نورون محرکه فوقانی و تحتانی را ایجاد می کند مننژیم فورامن مگنوم و سیرنگومیلی است. در بیماری MS علائم نورون محرکه فوقانی و در CIDP علائم نورون محرکه تحتانی و ریشه ای (رادیکلوپاتی) وجود دارد. در بیماری فلج پیشرونده حلق و میاستنی گراف و سکته مغزی ناحیه بولبر، هر کدام علائم و سیر بیماری مربوطه را دارند. در بیماریهای آتروفی اسپینوسربلار کمبود Hex-A تعیین کننده تشخیص است. بیماریهای داخلی متعدد مثل هیپرتیروئیدی در افراد پیر، هیپرپاراتیروئیدی و کمبود ویتامین B12 علائمی شبیه ALS ایجاد می کند. فاسیکولاسیون خوش خیم بعضا مشکل تشخیص با ALS را پیش می آورد.

درمان

Rilutek ترکیب آنتی گلوتامیت به مقدار 50 میلی گرم دوبار در روز بعنوان یک ترکیب آنتی گلوتامیت بطور خفیف در کند کردن سیر بیماری موثر است. به جهت قیمت گزاف و تاثیر کم از این درمان استقبال زیادی بعمل نیامده است. سایر آنتی گلوتامیت ها عبارتند از لاموتریژن، گاباپنتین، دکسترومتورفان و توپیرامات. داروهایی مانند آنتی اکسیدانها (ویتامین E)، کراتین، کلسیم کانال بلوکرها عموما بدون تاثیر می باشند. ژن درمانی و تزریق ایستم سل در این بیماری هنوز موفق نبوده است. Co Q 10، مینوساکلین و سایر آنتی بیوتیک ها بطور تجربی استفاده شده است و نتایج آن در حال بررسی است. درمانهای حمایتی مثل فیزیوتراپی، کمک های روانپزشکی، گفتار درمانی و تمرینات تنفسی، تغذیه مناسب با کنترل وزن و در نهایت استفاده از لوله گاستروستومی (PEG) ضرورت پیدا می کند.

شرح مورد بیماری

مرد 47 ساله بازنشسته از کار دفتری، راست دست، وزن 72 کیلو، قد 180 سانتی متر، بعلت لاغر شدن و ضعف پیشرونده عضلات دست چپ که از دو سال پیش شروع شده بود مراجعه نمود. سابقه تصادف یا بیماری عمده ای مانند دیابت، فشار خون و بیماریهای مفصلی در سابقه بیمار وجود نداشت. از اختلال حس و درد و اختلال تعادل  حافظه و تکلم شکایت نداشت.

در معاینه عمومی علائمی از بیماریهای داخلی مشاهده نشد.در معاینه نورولوژیک: ته چشم و حرکت چشم ها و عضلات صورت و زبان و حلق طبیعی بود. اختلال حس در صورت و حلق وجود نداشت. رفلکس چانه (Jaw Jerk) طبیعی، رفلکس کف دست-چانه (پالمومنتال) فعال نبود. در زبان آتروفی و فاسیکولاسیون وجود نداشت. عضلات کمربند شانه در هر دو طرف از نظر حجم عضلات و قدرت طبیعی بود. آتروفی مختصر عضلات بازو و ساعد نسبت به طرف راست مشاهده شد. قدرت فلکسیون و اکسانسیون عضلات دو سر و سه سر حدود 20 درصد نسبت به طرف راست کم بود. عضلات تنار و هیپوتنار و بین استخوانی دست چپ در حد شدید تحلیل رفته بود و قدرت اکستانسیون و اداکشن انگشتان در حدود 5/1 تا 5/2 بود. رفلکسهای وتری فلکسیون انگشتان، براکیورادیکال، بی سپس و ترسپس در حدود 5/3 و در طرف راست در حدود 5/2 فعال بود. در عضلات بازو و ساعد چپ فاسیکولاسیون کمی مشاهده شد. در اندام های فوقانی و تحتانی همه حس ها طبیعی بود و در اندامهای تحتانی ضعف و آتروفی وجود نداشت و رفلکسها قرینه بود. رفلکس کف پا در هر دو طرف فلکسوربوده است. علائم اختلال اکستراپیرامیدال، اعم از ترمور، رژیدیته و عدم تعادل و علامت رومبرک وجود نداشت. آزمایش روتین خون، شمارش و بیوشیمی از جمله کلسیم، CPK، TSH، CRP، آنزیم های کبد طبیعی بود. در بررسی الکتروفیزیولوژی هدایت اعصاب حسی و حرکتی در همه اندامها طبیعی بود. در EMG فیبریلاسیون در دست چپ 3+ ، و در بقیه اندام ها (1~2)+. در همه اندام ها فاسیکولاسیون 1+ و P.S.W در اندام های فوقانی (1~2)+ و در پاها منفی بوده است. MUP,s بزرگ در همه اندام ها مشاهده شده بود. MRI فقرات گردن دیسک خفیف C4-C5 و C5-C6 را نشان داد، علائمی از میلوپاتی وجود نداشت و CT مغز طبیعی بود. این مورد ALS از نظر گرفتاری محدود در یک اندام و سیر بالینی آهسته در سن نسبتا پایین جالب توجه بوده و ضمن شروع درمان های آنتی گلوتامیت (دکسترومترفان، گابا پنتین، سولفات روی، COQ10)

بیمار پس از 3 ماه  و با تشدید سیر بیماری و با علائم منتشر بیماری در اندام ها بدون گرفتاری عضلات حلق و زبان مراجعه نموده است.

در مراجعه بعدی، 3 ماه بعد از آخرین مراجعه تشدید علائم عضلانی و عصبی در اندام ها و شروع علائم بیماری در زبان و حلق مشاهده شد.

انتظار جلب نظرات همکاران صاحب نظر در جهت کمک به این بیمار را دارم.

92-2-16
فرستاده شده در ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ در ۹:۴۲ ب.ظ | در پاسخ به شیرین.
با سلام ، در مورد تشخیص ALS مسائل چند قابل توجه است:
۱- شیوع بیماری یک تا دو در صد هزار جمعیت است.
۲- به جهت وجود صرفآ علائم حرکتی بدون هیچگونه علائم حسی و شناختی و هیچ نوع تغییرات در اسکن مغز و نخاع، در شروع بیماری تشخیص ALS مشکل است.
۳- در مواردی در مرحله شروعی این بیماری به جهت توآم بودن آن با آرتروز گردن و دیابت و پارکینسون علائم ALS به حساب این بیمایها گذاشته میشود.
۴- نظر به اینکه این بیماری غیرقابل علاج است هیچ پزشک قبل از خاطرجمعی کامل از تشخیص دوست ندارد خبر ناگوار را به بیمار و اطرافیان اعلام کند.
۵- در خیلی از کشورها از جمله در آمریکا انجمن بیماران آ ال اس فعال وجود دارد ، انتشارات متعدد و با تبادل اخبار پیشرفتهای علمی و تحقیقاتی و مسائل اجتماعی و صدها موضوعات دیگر را در اختیار افراد علاقمند میگذارند. امید است در ایران جامعه آ ال اس با اشتراک بیماران و خانواده ها و پزشکان و علاقمندان تشکیل شود و بتواند سطح آگاهی و امکانت تشخیصی و درمانی را بالا ببرد.

این نوشته در تخصصی, عمومی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

348 Responses to مروری بر شناخت بیماری ALS (آمیوتروفیک لاترال اسکلروز)به همراه گزارش یک مورد بیماری با علائم موضعی و سیر آهسته

  1. رسول می‌گوید:

    با تشکر از پاسخگویی شما جناب آقای دکتر من ۲۸سال دارم آیا این بیماری دراین سنین شایع است؟دایی اینجانب شش سال این بیماری راداشتندودرمنزل مابستری بودندومتاسفانه سال قبل به رحمت خدا رفتند باتوجه به آشنایی بااین بیماری بسیارازآن میترسم البته میدانم که این بیماری بسیارفراگیرنیست

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      خوشبختانه این بیماری نادر است غالبآ ارثی و فامیلی نیست مسری نیست و اغلب در سنین بالاتر از 60 سال ظاهر میشود.

  2. مریم می‌گوید:

    اقای دکترمن پای چپم خیلی سنگینه 19سالمه بعضی وقتاراه رفتن سخت میشه الان یک ماه هستش نظرشماچیه؟

  3. رسول می‌گوید:

    جناب آقای دکتربنده مدتی است درتمامی قسمت بدنم پرشهای عضلانی دارم البته بامصرف داروهای ضداسترس که قبلا خدممتتان عرض کردم پرشها کمترشده ودرزمانی که مشغول به کاروسرگرم باشم آنهارا حس نمیکنم ولی درشب ها آزاردهنده میشوند وهمینطورگاهی پرش گوشه پلک چشم وازاین بابت بسیار نگرانم وباخواندن دیدگاهها نگرانی ام چندبرابرشده است شما چه راهکاری راپیشنهاد میفرماییدآیا این علایم جنبه روان تنی دارد؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      برای کنترل مشکل روان تنی که نوعی وسواس است نیاز به پیگیری معالجه طولانی مدت تحت نظر روان پزشک است.

  4. سحر می‌گوید:

    جناب آقای دکتر من 3 سال و نیمه که از دردهای سر / دهان/ دندان و گوش شدیدا رنج میبرم. همان موقع یعنی 3 سال پیش mri هم رفتم ولی گفتن مشکلی نداری. موقع درد غدد لنفاوی من ورم میکنه و حس خفگی به من دست میده. به پزشک مراجعه کردم. عکس های مختلفی از دندان گرفتن ولی مشکل جدی نبود. سونوگرافی غدد لنفاوی زیر گلو رفتم و کاملا طبیعی بود. نتیجه این که گفتن مشکل از دندانها هست و باید دندانهایم را درست کنم. ولی هر از گاهی این مشکلات به طور جدی به سراغم میاد و مشکل این جاست که با خوابیدن درد خیلی شدید میشه / چشمام در حد شدید درد میگیره/ حس خفگی و سردرد شدید میگیرم. زبانم خیلی سنگین و فکم تقریبا بی حس میشه.حس میکنم تمام زبانم را در خواب ناخودآگاه گاز گرفته ام. و فک ام در زمانی که این دردها به سراغم میاد تقریبا سنگین میشه و باز کردن دهان برایم سخت میشود.
    اگر امکان داره من رو راهنمایی کنید. خیلی نگران هستم. و اصلا نمیدونم چکار باید بکنم. با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر در معاینه دندان پزشکی عارضه مشخص دیده نشده به احتمال زیاد شما به نوع میگرن ( نصف پائین صورت ) دچار هستید. در مراجعه به مغز و اعصاب برای معالجه میگرن را مطرح کنید.

  5. مینا می‌گوید:

    با سلام. من 30 سالمه و مدته یک سال هست که از درد کف پاهام و کف دستام رنج میبرم.اول از کف پاهام شروع شد و حالا 6ماهه که دستامو هم درگیر کرده و حرارت شدیدی توی دستام و کف پاهام حس میکنم .وقتی از خواب پا میشم انگشتام و دستام حالت نیمه فلج دارن و حتی نمیتونم لحاف خودم رو بلند کنم و تا یه ساعت به حالت طبیعی برنمیگردند و بعدش هم درد و حرارت رو هرلحظه حس میکنم. پزشکااز بیماریم سر درنمیارن و همش آزمایشهای مختلف و داروهای مختلف تجویز میکنن.اما من بد و بدتر میشمبه نتیجه ای نرسیدم. میشه کمکم کنین.یعنی این از علایم ای ال اسه؟؟؟؟من خشکیه دهان صبحگاهی و گلو و گوش درد هم دارم اما نادیده میگیرم چون ضعف انگشتای دستام نمیذاره به چیز دیگه ای فکر کنم. ممنون میشم من رو هم راهنمایی کنین

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر این همه ضعف و اختلال حس در این همه مدت داشته اید، در معاینه عصبی در صد ضعف و نوع اختلال حس و رفلکس باید مشخص بشود و نسبت به آن تستهای تایید تشخیص بعمل آید. اگر در معاینه عصبی مشکلی دیده نشده موضوع روان تنی و وسواس سلامتی را باید درمان نمود.

  6. فاطمه می‌گوید:

    آقای دکتر الان حدود ۲ماه که طرف راست گردنم وکتف و بازوی راستم مشکل پیدا کرده .اوایل فقط ماهیچه هام درد میکردن .بعد حدود۲هفته دیگه درد نداشت اما دوباره درد شروع شد البته اینبار بیشتر حس میکردم که استخونام تیر میکشن مخصوصا استخوان کتف وبازوم .شبها درست نمیتونستم بخوابم و صبح از درد بیدار میشدم.به دکتر مراجعه کردم که ایشون قرصای ویتامین ب وکاملوکس ورباکسول وتجویز کردن.ولی بعداز گذشت یک ماه هنوز خوب نشدم .یک روز خوبه اماروز بعددردش شروع میشه.امادایمی نیست .بعضی اوقات هم ساعد وانگشتای همون دستم حالت خوابرفتگی پیدا میکنن وتقریبا بی حس میشن و رگ دستم باهر نبضی که میزنه تیر میکشه. گاهی اوقاتم قسمت پشتی سرم درد میگیره. من ۲۰ سال دارم.لطفا راهنماییم کنین،ممکنه بیماری جدی باشه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر در معاینه مجدد عصبی عارضه ای دیده نشود باید درمان مشکل اضضطراب و اختلال روان تنی را با زوان پزششک پیگیری کنید.

  7. بهرام می‌گوید:

    لطفا خام گیاه خواری کنید تا تمام مریضیهای درون شما از بین بروند. فقط کافی است سیستم غذایی خود را تغییر دهید و از طب شیمیایی پیروی نکنید. راز سلامتی غذای شماست و آن چه می خورید. ورزش کنید و از خدا کمک بگیرید. تمام

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      افراد خامخوار از بیماریها مصون نیستند، بعضی بیماریها در این افراد بیشتر هم هست، داروها با ترکیب شیمائی معین و امتحان شده تایید شده در مجامع علمی جهانی است. با این گفته شما: راز سلامتی غذای شماست و آن چه می خورید. ورزش کنید و از خدا کمک بگیرید. موافقم.

  8. مینا می‌گوید:

    از اینکه به سوالم پاسخ دادین بی نهایت ممنون. دکتر سیفی من حدود سه سال پیش از بیماری ضعف ساق
    پاهام رنج میبردم که به تدریج تو تمام استخونام پخش شد. بعد از یک سال آزمایش و ام آر ای و اسکن و پزشکیه هسته ای و …. که همه سالم نشون دادن بیماریه منو فیبرومیالژیا تشخیص دادن.الان هم سوالم اینه این ضعف انگشتای دستام و نیمه فلج شدنشون بعد از بیدار شدن از خواب، میتونه از فیبرومیالژیام باشه؟؟واقعا از حرارت و درد کف دستام و پاهام رنج میبرم. من دوماه پیش تست نوار عصبی از دستام شدم و سالم نشون دادن. آیا نیازی به ام آر ای از سر و گردنم وجود داره؟؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      فیبرومیالژی تشخیص داده شده بیش از دیگر مسائل محتمل بنظر میرسد اگر با ورزش مستمر و سبک صبح وعصر بهبودی احساس نشود با صلاح دید پزشک اعصاب یا روماتولوژی ممکن است بیوپسی عضله به تشخیص کمک کند.

  9. sajjad می‌گوید:

    سلام.من هر وقت زیر پنکه یا کولر میخوابم یا چند ساعت پشت کامپیوتر میشینم یا با اتوبوس مسافرت میکنم دست ها وپاها دچار گرفتگی می شوند بطوریکه بعضی وقت ها نمیتوانم تکان بدهم. یا موقع راه رفتن زمین میخورم.این مرا خیلی نگران کرده.البته بگویم که زیاد تحرک ندارم هموگلوبین خونم هم 18 هست و کمی هم اضافه وزن پیدا کرده ام.لطفا راهنمایی کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بررسی با معاینه بالینی و آزمایشهای لازم برای بررسی بیوشمی و هورمونی و الکترولیتی خون جهت علت یابی مشکلات لازم خواهد بود.

  10. کاذی می‌گوید:

    سلام. آقای دکتر من تو ای 1سال 3بار. ام آر آی گرفتم سالم بود خدا را شکر. نوار چشم. ونوار مغز گرفتم مشکلی نبود. نوار عضله گرفتم اونم دوبار مشکلی نبود دکترم گفت فقط دیسک خفیف دارم. ولی پاهام سنگینن وبیحس میشه ولکنت زبان هم دارم ضمنا نورولوژیست معاینه بالینی گرفت مشکلی نداشتم دکتر. جان. نظر حضرتعالی چیه؟ باکمال تشکر
    .

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بنا به سوابق علائم موجود به احتمال قوی مسئله اضطرابی است، درمان در جهت معالجه مشکل روان تنی صلاح خواهد بود.

  11. زهرا می‌گوید:

    با سلام .
    بنده بعضی از شبا یه دفعه بدنم میپره و گاهی هم ماهیچه ساق پام یه دفعه میگیره،اکثر شبا هم پاهام داغ میکنه.نگرانم لطفاً بنده را راهنمایی بفرمایید.با تشکر.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      چک آپ معمولی از نظر کلسیم و متابولیتها و معاینه عمومی برای اطمینان خاطر کافی خواهد بود. مشکل جدی نباید مطرح باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>